قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1543

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر خلافت المتوكّل على اللّه ابو الفضل جعفر بن معتصم در تواريخ معتبره مسطور است كه در روز وفات واثق ، احمد بن ابو دؤاد و محمّد بن عبد الملك زيّات « 1 » و ساير اعيان خواستند كه به محمّد بن واثق بيعت كنند ، وصيف ترك گفت كه : شرم نمىداريد كه شخصى را خليفه مىسازيد كه هنوز به آن مرتبه نرسيده كه در عقب او نماز توان گزارد ؟ اين سخن همه را قبول افتاد . پس بعد از تقديم مشورت قرعهء خلافت به نام جعفر بن معتصم بن رشيد برآمد . پس اوّلا او را خلعت پوشانيده متوجّه به تجهيز و تكفين الواثق باللّه شدند . بيعت متوكّل « 2 » روز چهارشنبه بيست و چهارم ذيحّجه اين سال بود . در تاريخ ابن كثير شامى آورده كه متوكّل در ايّام حيات واثق ، برادر خود ، در خواب ديد كه گويا چيزى از آسمان بر سر او فرود آمد و در آن چيز نوشته بود كه : « جعفر المتوكّل على اللّه » پس جواب را از معبّران پرسيد . همه تعبير به خلافت كردند . چون قصّهء خواب به واثق رسيد او را در بند كرد و مدّتى در بند بود و بعد از آن او را از بند بيرون آورد .

--> ( 1 ) . جريان زندگانى اين وزير عالم و نامدار و قسّى القلب و نيز هجوى كه در حقّ وى گفته‌اند در معجم الشعراء مرزبانى ( ص 365 و 396 ) مندرج است ؛ - منبع پيشين ، ص 154 . ( 2 ) . لقب وى ابتدا « المنتصر باللّه » بود و روز بعد احمد بن ابو دؤاد او را « المتوكّل على اللّه » لقب داد . كنيهء وى ابو الفضل بود ؛ - مسعودى ، ترجمهء مروج الذّهب ج 2 ، ص 495 ؛ ابن أثير ، ترجمهء الكامل ، ج 11 ، ص 201 .